محسن نامجو - نوبهاری

چونست حال بُستان ای باد نوبهاری   کز بلبلان برآمد فریاد بی‌قراری
ای گنج نوشدارو، بر خستگان گذر کن  

مرهم به‌دست و ما را مجروح می‌گذاری

 گل نسبتی ندارد با روی دل‌فریبت          تو در میان گل‌ها چون گل میان خاری
عمری دگر بباید بعد از وفات ما را       کاین عمر طی نمودیم اندر امیدواری