عدالت خدایی

کوتاه از کتاب "از پاریز تا پاریس"

نوشته ی استاد "محمد ابراهیم باستانی پاریزی"

روز های اول که من شهر های اروپایی را دیدم بفکرم

رسید که بعضی از روحانیون و فرق مذهبی ما خصوصا

شیخیه حق داشتند که عدل را جز اصول خدایی نشمارند و

 به رکن رابع بعد از سه اصل دین اکتفا کنند البته من با

اصول فکری و فلسفی آنها کاری ندارم اما

وقتی میبینم خداوند ...

 

 

همین مطلب بصورت صوتی :

بقیه ی متن در ادامه ی مطلب ...


روز های اول که من شهر های اروپایی را دیدم بفکرم رسید که بعضی از روحانیون و فرق مذهبی ما خصوصا شیخیه حق داشتند که عدل را جز اصول خدایی نشمارند و به رکن رابع بعد از سه اصل دین اکتفا کنند البته من با اصول فکری و فلسفی آنها کاری ندارم اما وقتی متوجه میشوم که خداوند بعضی از روحانیون و فرق مذهبی ما خصوصا شیخیه حق داشتند که عدل را جز اصول خدایی نشمارند و به رکن رابع بعد از سه اصل دین اکتفا کنند البته من با اصول فکری و فلسفی آنها کاری ندارم اما وقتی متوجه میشوم که خداوند بهترین آب و هوا را به شهر های اروپایی داده است که گاهی تفاوت شب و روز بیش از هفت تا نه درجه نیست و آنوقت گاهی فکر میکردم که اختلاف حرارت روز و شب حتی سایه و آفتاب در کرمان از بیست درجه متجاوز است وقتی میدیدم هیچ هفته ای نیست که باران رحمت الهی گل ها و چمن های شهر های اروپا را آبپاشی نکند و درعوض به بیابان های برهوت یزد و کرمان و عربستان صعودی می اندیشیدم که برای پدیدآوردن چند متر چمن در زمین فوتبال چه زحمت ها باید کشید و با چه مشقت هایی باید آنرا آب دهند تا سبز شوند وقتی میدیدم از میان صد تن زن و مرد که از جلوی ادم میگذرند یکی نیست که قیافه ی زشت ناخراشیده داشته باشد ، یک چشم تراخمی نیست ، یک اندام نامتناسب یک شکم گنده و یک قیافه ی تیره و چرک آلود وجود ندارد و آنوقت به ساکنان اهواز ،ابادان و کرمان و جده و کویت و مسقط نگاه میکنم نعوذ بالله پیش خودم میگفتم آیا خدا عادل است ؟!
اما وقتی میدیم بنزین لیتری هجده ریال را همان سوئیسی زیبا و همان سوئدی خوشگل باید از کویت و ریاض بخرد و صاحبان تمام این دم و دستگاه ها برای عقد قرارداد نفت سر بر آستان شرق دارند و سالیانه میلیون ها دلار ماشین های خود را ناچارند در ازای نفت به شرق بفرستند تا حدی از نظر خود عدول کردم و انوقت متوجه شدم که خداوند صدها میلیون تن نفت را در زیر پای همان عرب یا عجم لب کلفت میگذارد که سالی دوهزار میلیون دلار و حتی بیشتر از آمریکایی و انگلیسی و فرانسوی در ازای آن پول بگیرند.
البته شرط عدالت خدایی آن است که همه ی این دریای نفت را به او بدهد منتها یک دماغ گنده هم رویش بگذارد درواقع اگر آن بینی قلمی نروژی و آن موی طلایی دانمارکی و آن چشمم دلفریب آبی هلندی را هم خدا به سیاه سوخته های شرقی بخشیده بود به اضافهی هزاران تن نفت البته نه تنها عادل نبود بلکه کمال ظلم را داشت و اگر برعکس این نفت را هم به اروپایی ها داده بود دیگر شرق را چکار میبایست کرد این است که دوباره پی بردم که خدا عادل است و عدلش شامل همه ی مردم عالم میشود چه سیاه و چه سفید چه زرد و چه سرخ .
توضیح حاشیه : منتها عدل او هم مانند سرمای زمستان و پول دیوان دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد هزاران سال عرب بدوی سوسمار و گرما خورد تا یک وقت فهمید که زیر پایش دریای نفت است و امروز بر اتوموبیلی سوار میشود که خود آمریکایی نمیتواند بر ان سوار شود ، قرن ها مردم روسیه و قفقاز سرما خوردند و برف پارو کردند تا بالاخره رسید روزگاری که هزاران تن خرمای خشک عراق و گازهای کناری خلیج فارس خانه ی انها را گرم  کرد آری دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارند .
اعتقاد من به عدل الهی صد چندان میشود هنگامیکه میدیدم یک جوان سفید پوست دانشجوی اروپایی با ان اندام متناسب چنان به یک دختر سیاه پوست موی درهم واکس زده افریقایی دلباخته است و با او درآمیخته که انگار انها یک روح ان اندر دو بدن !و باز قد همان دختران زرین موی سفید اندام چنان در ارزوی هم آغوشی یک مرد سیاهپوست افریقایی جز زده و لک خورده و گیرشان نمی آید که هر سیاهی را که ببینند احاطه میکنند و از چهار طرف مثل کاغذ زر دست به دست و دوش به دوش میبرند انوقت میفهمم که انچه به عنوان عدالت خدایی گغتیم درست در همین دنیای اروپایی مصداق دارد  و اثبات ان هرگز به مکتب اصولی و شیخی و بالاسری احتیاج ندارد ./

Print Friendly and PDF