تصنیف « ریشه در خاک »

تصنیف « ریشه در خاک » از البوم شب‌های پاییزی اثر استاد شهرام ناظری

تو از این دشت خشک تشنه روزی کوچ خواهی کرد

و اشک من ترا بدرود خواهد گفت.

نگاهت تلخ و افسرده است

دلت را خار خار نا امیدی سخت آزرده است.

غم این نابسامانی همه توش وتوانت را زتن برده است.

تو را کوچیدن از این خاک ،دل بر کندن از جان استتو را با برگ برگ این چمن پیوند پنهان است.

تو را این ابر ظلمت گستر بی رحم بی باران

 تو را این خشکسالی های پی در پی
 تو را از نیمه ره بر گشتن یاران
 تو را تزویر غمخواران ز پا افکند
 تو را هنگامه شوم شغالان
 بانگ بی تعطیل زاغان
در ستوه آورد.

من اینجا ریشه در خاکم

 من اینجا عاشق این خاک از آلودگی پاکم
 من اینجا تا نفس باقیست می مانم
 من از اینجا چه می خواهم،نمی دانم

امید روشنائی گر چه در این تیره گیهانیست

 من اینجا باز در این دشت خشک تشنه می رانم
 من اینجا روزی آخر از دل این خاک با دست تهی
 گل بر می افشانم
 من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه چون خورشید
 سرود فتح می خوانم
 و می دانم
 تو روزی باز خواهی گشت